وقتی فرد احساس میکند که موقعیت شغلی حاضر دیگر به توسعه و پیشرفت او کمک نمیکند، زمان بررسی تغییر فرا رسیده است. با این حال نباید در همان لحظه اول به سمت تغییر شتافت. پیش از هر تصمیم بزرگ، بهتر است تلاش کنید در چارچوب شغل فعلی تغییراتی ایجاد کنید؛ مثلا انتقال از یک واحد به واحد دیگر ممکن است فضای جدیدی برای رشد فراهم آورد. اگر تمام این راهکارها را امتحان کردهاید و همچنان حس میکنید که حاشیهای برای توسعه وجود ندارد، باید به جد به تغییر شغل فکر کنید.
۲. به تمام اهداف شغلی در موقعیت فعلی دست یافتهید
بعضی اوقات فرد به تمام اهدافی که برای حرفه خود تعیین کرده بود، میرسد. تصور کنید یک ورزشکار حرفهای که تمام دستاوردهای ممکن در رشته خود را کسب کرده است؛ شاید اکنون زمان ورود به حوزه جدیدی مانند مربیگری باشد. اگر در شرایط مشابهی قرار دارید، تغییر شغل گزینهی منطقی است.
۳. شور و شوق نسبت به کار از بین رفته است
اگر مدتی است که کارها را به تأخیر میاندازید و به دنبال بهانههایی برای فرار از محیط کار هستید، دلایل مختلفی میتواند داشته باشد، اما نکتهی کلیدی این است که انگیزهی درونی شما برای این حرفه محو شده است. برای عملکرد مطلوب، داشتن اشتیاق و علاقه ضروری است؛ از این رو اگر این شوق در شما باقی نمانده، زمان تغییر شغل فرا رسیده است.
۴. اکثر روزهای کاری با خستگی و فرسودگی میگذرد
وقتی به طور مداوم با بیحالی و خستگی به سر کار میروید، نشاندهندهی مشکلی در محیط یا ماهیت کار است. اگر منبع این فرسودگی خارج از محیط کار نباشد، باید به جدیت به فکر تغییر شغل باشید.
۵. شغل شما باعث شکلگیری عادتهای منفی شده است
حرفهی هر فرد باید شخصیت او را تقویت کند و ویژگیهای مثبت به آن بیفزاید. شغل بخش مهمی از هویت ما را میسازد. اگر در محیطی کار میکنید که فرهنگ سازمانی سمی دارد و رفتارهای نامناسب را در شما تقویت میکند، بهتر است جستجوی محیط جدید را در دستور کار قرار دهید.
۶. محیط کار به سلامت جسمی و روانی شما آسیب میزند
محل کاری که در آن همکاران یا مدیران به طور مداوم فریاد میزنند یا فرد را تحقیر میکنند، برای سلامت روان آسیبزا است. همچنین محیطی که نیازمند تلاش فراتر از تحمل فرد باشد، جای ماندنی نیست. هر کار سختی خاص خود را دارد که در حقوق و مزایا منعکس میشود؛ باید خود را بسنجید و ببینید آیا میتوانید با این سختیها کنار بیایید یا خیر. اگر پاسخ منفی است، دنبال شغل دیگر بگردید.
۷. ایدههای شما نادیده گرفته میشود و تلاشتان قدرشناسی نمیشود
اگر بیشترین تلاش را میکنید و همواره در پی بهبود فرآیندها هستید، اما کسی ارزش کار شما را نمیفهمد و به پیشنهادات شما توجهی نمیشود، باید شرایط را بازبینی کنید و به فکر تغییر باشید.
۸. خانواده و دوستان بارها به شما توصیه کردهاند شغلتان را عوض کنید
نزدیکان ما شناخت خوبی از ما دارند. اگر آنها به طور مکرر به تغییر شغل اشاره میکنند، شاید بهتر است به نظر آنها توجه کنید. دستکم میتوانید درباره دلایل این توصیهها با آنها گفتوگو کنید؛ ممکن است آنها چیزی را ببینند که شما متوجه نشدهاید.
۹. حقوق و مزایا نیازهای اولیه شما را پوشش نمیدهد
اگر درآمد شغلی به حدی نیست که هزینههای اساسی زندگی را تأمین کند، در صورت امکان باید به دنبال فرصتهایی با درآمد بالاتر باشید.
۱۰. به طور مداوم درباره داشتن شغل دیگری خیالپردازی میکنید
اگر دائما در فکر شغلی دیگر هستید و رؤیاهای مربوط به تغییر شغل را تجربه میکنید، احتمالا زمان عمل کردن به این آرزوها فرا رسیده است.
نکاتی که پیش از تغییر شغل باید در نظر بگیرید

تغییر شغل تصمیمی است با پیامدهای مهم و طولانیمدت. بنابراین اگر نشانههای بالا را در خود دیدید، نباید عجله کنید و بلافاصله شغل فعلی را رها کنید. پیش از هر گامی، موارد زیر را بررسی کنید.
۱. میزان رضایت شغلی خود را ارزیابی کنید
برای درک سطح رضایت از شغل حاضر و تصمیمگیری درباره لزوم تغییر، از خود بپرسید آیا این شغل به دستیابی به اهداف بلندمدت کمک میکند؟ آیا رشد حرفهای و بازخورد مناسب در آن وجود دارد؟ آیا امکان ترفیع یا افزایش حقوق فراهم است؟ آیا وظایف به گونهای است که زمان آزاد هم باقی بماند؟ آیا استعدادها، تواناییها و ارزشهای شما با این شغل همسو است؟ آیا از نظر روانی و جسمانی در این محیط احساس امنیت میکنید؟ آیا همکاران نیز ناراضیاند و افراد زیادی این شغل را ترک کردهاند؟ این پرسشها را نه تنها درباره شغل فعلی، بلکه درباره شغل مورد نظر جدید نیز بپرسید. اگر پاسخهای منفی غلبه داشته باشند، تغییر شغل ضروری است.
۲. درباره نارضایتیها با مدیران خود گفتوگو کنید
ممکن است از حقوق راضی باشید اما وظایف سلامت روحی را به خطر بیندازند، یا برعکس تعادل کار و زندگی برقرار باشد اما حقوق مطلوب نباشد. در چنین مواقعی، مذاکره با مدیران برای بهبود شرایط شغلی بهترین قدم اول است، زیرا اصلاح موقعیت فعلی اغلب بهتر از شروع از صفر است.
۳. نیازها و خواستههای خود را اولویتبندی کنید
نیازها و خواستهها متفاوتاند؛ شغل میتواند یکی یا هر دو را تأمین کند. اولویتهای اصلی شما نیازها هستند و موارد کماهمیتتر خواستهها محسوب میشوند. اگر شغل فعلی نیازها را برآورده میکند اما خواستهها را خیر، تصمیمگیری سخت میشود. آیا حاضرید تأمین نیازها را به خطر بیندازید تا در شغل جدید به خواستهها هم برسید؟ اکثر کارآفرینان با این چالش روبرو میشوند، چرا که موفقیت در مسیر جدید تضمین نشده است. بنابراین باید میزان ریسکپذیری خود را بسنجید. اگر شغلی پیدا کنید که هم نیازها و هم خواستهها را پوشش دهد، برای تغییر درنگ نکنید.
۴. شرایط اقتصادی و خانوادگی را در محاسبه بگذارید
اگر خانواده دارید، نظر شریک زندگی در تصمیمگیری تاثیرگذار است. تغییر شغل ممکن است نیازمند تغییر محل سکونت یا حتی مهاجرت باشد، بنابراین تصمیم انفرادی نادرست است. دوستان و مشاوران مورد اعتماد میتوانند دیدگاههای ارزشمند ارائه دهند. علاوه بر این، باید بازار کار را بررسی کنید؛ در شرایط رکود اقتصادی و بیکاری بالا، رها کردن شغل فعلی بدون اطمینان از یافتن شغل جدید میتواند درآمد شما را به خطر بیندازد. بهتر است پیش از استعفا، از کسب موقعیت جدید مطمئن شوید.
جمعبندی
تغییر شغل تصمیم مهمی با پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت است. پس از تحلیل منطقی گزینهها و بررسی شرایط، اگر به نتیجه رسیدید که باید شغلتان را عوض کنید، رزومه را بهروز کرده و جستجوی شغل جدید را آغاز کنید. اگر نتیجه بررسیها نشان داد که ماندن در شغل فعلی بهتر است، میتوانید روی راهکارهای بهبود شرایط شغلی تمرکز کنید.
