نشانه‌های همدلی سمی و راهکار‌های مقابله با آن

اموزش

آواتار از  علی محمدینوشته شده توسط:

همدلی یکی از پایه‌های اصلی روابط انسانی محسوب می‌شود. بدون درک احساسات دیگران، برقراری ارتباط عمیق و معنا‌دار دشوار یا غیر‌ممکن می‌گردد. اما آیا می‌زان زیاد همدلی همیشه مفید است؟ در این گزارش به بررسی مفهوم همدلی سمی، علائم آن و روش‌های مدیریت می‌پردازیم.

همدلی چیست؟

همدلی به معنای توانایی درک و به اشتراک گذاشتن احساسات دیگران است. وقتی شاهد رنج کسی هستید و خودتان نیز دچار ناراحتی یا درد می‌شوید، در حال تجربه همدلی هستید. تحقیقات عصب‌شناسانه نشان می‌دهد که در مواجهه با رنج دیگران، نواحی مغز مرتبط با درد و غم در اکثر افراد فعال می‌شود. این پدیده توضیح می‌دهد که چرا گاهی به حد گریه با فرد رنج‌کشنده می‌رسیم.

همدلی چه زمانی سمی می‌شود؟

همدلی وقتی به پدیده سمی تبدیل می‌شود که فرد نتواند خود را از احساسات منفی ناشی از درک رنج دیگران خلاص کند. در این حالت، فرد در همدلی با دیگران چنان غرق می‌شود که نیاز‌ها و احساسات خود را نادیده می‌گیرد. این حالت که سندرم همدلی بیش از حد نیز نامیده می‌شود، نوعی اختلال روانی است که در تضاد با فقدان همدلی قرار دارد. اگرچه همدلی از مؤلفه‌های هوش هیجانی است، اما افراط در آن می‌تواند زمینه‌ساز افسردگی، اضطراب و سایر مشکلات روانی گردد.

ده نشانه اصلی همدلی سمی

۱. همدلی تا مرز درماندگی

افراد دچار همدلی سمی تا حد درماندگی در احساسات دیگران غرق می‌شوند. اگر شما همواره بار احساسی دیگران را بر دوش می‌کشید و نیاز‌های آنان را بر اولویت‌های خود مقدم می‌دارید، احتمالا با این پدیده روبرو هستید.

۲. ناتوانی در مرزبندی

تعیین مرز‌های سالم بخشی جدایی‌ناپذیر از روابط دوستانه است. مرز‌بندی مانعی در برابر آسیب‌های روانی محسوب می‌شود. در همدلی سمی، فرد قادر به برقراری مرز‌های مناسب نیست و در نتیجه نمی‌تواند از سلامت روان خود در مواجهه با دیگران محافظت کند.

۳. توجیه رفتار‌های نادرست دیگران

همدلی به درک رفتار‌های گاه‌به‌گاه نادرست کمک می‌کند، اما اگر فرد مدام رفتار‌های تکراری و مخرب دیگران را توجیه کند، دچار همدلی سمی شده است. این حالت می‌تواند فرد را قربانی سوءاستفاده‌های مکرر قرار دهد.

۴. ناتوانی در ابراز احساسات خود

گرفته شدن در احساسات دیگران به طور مداوم باعث می‌شود فرد احساسات و نیاز‌های خود را فرا‌موش کند. در نتیجه وقتی نیاز به بیان احساسات شخصی احساس می‌شود، در انجام این کار دچار مشکل می‌شود.

۵. نگرانی وسواسی از فکر و رفتار دیگران

همدل سمی به طور پیوسته گفتار و کنش‌های دیگران را تحلیل و جستجوی نشانه‌های احساسی می‌کند. اگرچه آگاه‌ی از واکنش‌های دیگران در روابط سالم ضروری است، اما درگیری وسواسی با این موضوع نشانه همدلی سمی محسوب می‌شود.

۶. دشواری در گفتن نه

از نشانه‌های بارز همدلی سمی، ناتوانی در رد درخواست‌هاست. فرد از اینکه با انکار خواسته‌های دیگران، آن‌ها را غمگین یا ناراحت کند، می‌ترسد. اگرچه حمایت از دیگران ارزشمند است، اما پاسخ‌گویی به تمام خواسته‌ها ممکن و صحیح نیست.

۷. جستجوی مداوم تأیید دیگران

همدل سمی تنها زمانی ارزشمند می‌داند که رفتارش توسط طرف مقابل پذیرفته شود. این ویژگی باعث می‌شود افراد دچار همدلی سمی بیش‌تر از دیگران در معرض سوءاستفاده قرار گیرند. پذیرش دیگران اگرچه دلپذیر است، اما نباید هدف نهایی در روابط تبدیل گردد.

۸. ترس از تقابل و بیان نظر واقعی

افراد دچار همدلی سمی از بیان صریح نظرات خود در مواجهه با دیگران پرهیز می‌کنند، چون می‌ترسند طرف مقابل رنجیده شود. این خودسانسوری مداوم می‌تواند اثرات منفی بر سلامت روان و شکل‌گیری شخصیت داشته باشد.

۹. بروز علائم جسمی

همدلی بیش از حد تأثیرات فیزیولوژیکی نیز دارد. اگر استرس دیگران در شما نیز استرس القا کند، ممکن است دچار افزایش فشار خون، الت‌هاب بدن و افزایش هورمون کورتیزول شوید. همدلی سمی می‌تواند الت‌هاب مزمن و اختلال در تعادل هورمونی ایجاد نماید.

۱۰. ناتوانی در انجام کار‌های روزمره

حجم بالای همدلی که بر فرد سایه افکنده، تمرکز و کارایی در وظایف روزمره را مختل می‌کند. فرد دچار همدلی سمی قادر به انجام کار‌های روتین نیست و مراقبت از خود را فرا‌موش می‌کند.

چگونه از همدلی سمی رها شویم؟

روش های درمان همدلی سمی

اگر علائم ذکر شده را در خود مشاهده می‌کنید، پیش از اینکه آسیب‌های جدی‌تری وارد شود، راهکار‌های زیر را اجرا نمایید. حتی اگر دچار این مشکل نیستید، آشنایی با این استراتژی‌ها برای پیشگیری مفید خواهد بود.

۱. جستجوی روابط سالم و دوطرفه

همدلی ستون فقرات رابطه سالم است، به شرطی که دوطرفه برقرار باشد. اگر متوجه شدید که شریک زندگی یا دوستان شما به نیاز‌ها و خواسته‌های شما توجه‌ی ندارند، ضروری است که در ادامه رابطه تجدیدنظر کنید. در روابط سالم، مرز‌های مشخصی وجود دارد و هر طرف تلاش می‌کند مرز‌های طرف مقابل را محترم بدارد. توانایی گفتن نه بدون احساس گناه، بخشی از این مرز‌بندی است.

۲. نام‌گذاری احساسات

گاهی همدلی باعث درهم‌ریختگی احساسات می‌شود و فرد اگرچه علائم را حس می‌کند، اما منبع آن را شناسایی نمی‌کند. نام‌گذاری دقیق احساسات، خودآگاه‌ی را تقویت کرده و مدیریت احساسات را آسان‌تر می‌سازد.

۳. بهره‌گیری از تصویرسازی

تصور کنید که یک دیوار شیشه‌ای شما را از احساسات منفی دیگران جدا می‌کند. شما آن‌ها را می‌بینید، اما آن احساسات در شما نفوذ نمی‌کنند. این تکنیک در مواجهه با شایعات و اخبار منفی نیز موثر است. همچنین می‌توانید احساسات انباشته شده را مانند برگ‌هایی در جریانه آب تصور کنید که با باد دور می‌شوند.

۴. برنامه‌ریزی روزانه

داشتن برنامه روزانه از سرگردانی و پر کردن زمان با فعالیت‌های بی‌هدف مانند وب‌گردی بی‌مقصد جلوگیری می‌کند. مواجهه با اخبار منفی در فضای مجازی به سرعت انرژی را از بین می‌برد. اگر ملزم به مواجهه با محتوای انرژی‌بر هستید، حتما قبل یا بعد از آن، زمانی برای استراحت و خودمراقبتی در نظر بگیرید.

۵. تمرین ذهن‌آگاهی

تکنیک‌های ذهن‌آگاه‌ی از ابزار‌های موثر در مقابله با همدلی سمی هستند. تمرکز بر تنفس و عمیق کردن آن به آرامی سیستم عصبی و نظم افکار کمک می‌کند.

۶. اختصاص وقت به تنه‌ایی

گاهی ضروری است که از شلوغی محیط و افراد دور شوید. فعالیت‌های دلخواه را که به تنه‌ایی قابل انجام هستند شناسایی کرده و زمانی در هفته به آن‌ها اختصاص دهید. بازی با حیوان خانگی، پیاده‌روی، مراقبت از گیا‌هان و کار‌های دستی از جمله کار‌های بازآوری انرژی هستند.

۷. اشتراک‌گذاری احساسات با فرد مورد اعتماد

افراد با همدلی بالا معمولا شنونده مشکلات دیگران هستند و بار احساسی سنگینی می‌کشند. شما نیز نیاز دارید که با کسی دل‌باز شوید. در زندگی فردی را بیابید که در لحظات سخت می‌توانید به او تکیه کنید. اگر چنین فردی در دسترس نیست، نوشتن احساسات می‌تواند تداوی‌بخش باشد.

۸. پرورش همدلی آگا‌هانه

دلسوزی، همدلی همراه با تمایل به اقدام مثبت است. دیدن سگی تشنه در بیابان و حس ناراحتی، همدلی است؛ اما جستجوی آب برای نجات او، دلسوزی و اقدام سازنده محسوب می‌شود. برای رسیدن به این سطح، باید همدلی کورکورانه را به همدلی آگا‌هانه تبدیل کرد. در همدلی آگا‌هانه، فرد از منظر مراقب بر موقعیت نگاه کرده و راهکار‌های منطقی و موثر را به کار می‌گیرد. بسیاری از جنبش‌های بشردوستانه ریشه در این نوع همدلی دارند.

تجربه شما

آیا تا به حال تجربه همدلی سمی را داشته‌اید؟ چه پیامد‌هایی برای شما و روابط‌تان به همراه داشت؟ چگونه توانستید با آن مقابله کنید؟ تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.